سرویس کولر های آبی
.jpg)
سرویس و نصب کولر های آبی در شهر بیرجند
.jpg)
سرویس و نصب کولر های آبی در شهر بیرجند

سلام دوستان من میرم خدمت با اجازه

چقدر سخته... کسی رو دوست داشته باشی اما از دستش بدی ... قلب آدم از جا در میاد...
این تست فقط 3 پرسش دارد و جواب ها شما را شگفت زده خواهند کرد.
جواب ها را نخوانید زیرا مغز مانند چتر نجات عمل میکند، وقتی که باز است بهتر کار میکند.
اگر به جواب ها نگاه کنید نتیجه درستی نخواهید گرفت.
یک قلم و کاغذ بردارید و به سوالها پاسخ دهيد.
این یک تست صادقانه است که اطلاعات زیادی از خودتان به شما می دهد.
حالا شروع کنید.....!!!
1- نام های این حیوانات را به ترتیب علاقه خود قراردهید:
گاو
ببر
گوسفند
اسب
خوک
2- یک کلمه برای توصیف اسامی زیر بنویسید:
سگ
گربه
موش صحرایی
قهوه
دریا
به کسانی فکر کنید (کسانی که شما را بشناو برای شما مهم باشند) و آن ها را به سند رنگ های زیر ربط دهید. افراد تکراری نباشند. برای هر رنگ، نام یک فرد
زرد
نارنجی
قرمز
سفید
سبز
توجه: جواب های شما باید دقیقاً همانی باشند که مطلوب شماست.
حالا تعابیر و تفاسیر جواب هایتان را بخوانید.
جوابا ادامه مطلبه....
مردم حیوون خونگی می گیرن اسمشو تیله، توتو، دنی، هانی، خلاصه از این چیزای شیک میذارن!اونوقت رفیق ما طوطی گرفته بود اسمشو گذاشته بود "اصغر کچل"طوطی بدبخت تخریب شخصیتی شد ؛چن ماه بعد افسردگی گرفت کچل شد مُـــرد
**************
علم تو امتحان جغرافی سوال داده بود " آیا میدانید طولانی ترین رود ایران چه نام دارد؟" شاگرد هم تو ورقه اش نوشته بود : بلـــــــــــــــه"
یکی هست که کتونیش مصداق بارز کشتار جمعیه اما ما به صورت صلح آمیز با بوی گندش پشه می کشیم.
***************
من در برخی امتحاناتم مردود می شدم اما دوستم تمام درسهایش را با موفقیت گذراند – اکنون او یک مهندس در شرکت مایکروسافت است و من مالک مایکروسافت هستم ( بیل گیتس )
***************
کی اشکاتو پاک میکنه شبا که غصه داری / بهش بگو ذوق نکنه اونم تنها میزاری!
***************
همتون تنهایید همراه اول دروغ میگه! ( ایرانسل ).!
طرف میره سوپر مارکت میگه آقا نوشابه دارید ؟ مغازه داره میگه مشکی ؟ طرف میگه : پَ… مغازه داره میگه : کوفت ، زهرمار ، گمشو بیرون ! طرف میگه صبر کنین کامل بگم ! پنیرم دارید ؟ مغازه دار کلی عذرخواهی میکنه و میگه پنیر کیلویی میخواید ؟ طرف میگه : پَ نَ پَ متری میخوام !!!
ف موبایلش آنتن نمیداد ، بهش مسیج دادم : نمیتونم بگیرمت …
جواب داد : به درک! مگه کم خواستگار دارم
**************
حیف نون رو آسفالت تور پهن میکنه تا ماهی بگیره همه بهش میگن چقدر خری! حیف نون میگه اصلا من خر ، من گاو ، این غضنفر چی؟ دو ساعت وایساده تا از من ماهی بخره!
**************
یارو با دوستش میرن بلال بخورن یکی از بلال ها رو برمیداره به دوستش نشون میده میگه : اینو میبینی! قدرت خدا زمان پیغمبر اذان میگفت!!!
**************
بابا آب داد بابا را ایزوگام کردند.
بابا دیگر آب نداد
**************
یارو میره ماشینشو بیمه میکنه ریئس بیمه میگه انشاالله از بیمت استفاده نکنی یارو هم میگه انشاالله توهم خیری از این پول نبینی!!!
**************
یک روز مردی با عجله پیش دکتر می رود و می گوید: سلام دکتر! زود بیا، آپاندیس زنم درد گرفته است. دکتر می گوید: من که یک هفته پیش آپاندیس زنتان را عمل کردم، مگر می شود یک زن دو تا آپاندیس داشته باشد؟ آن شخص می گوید: نه، ولی یک مرد که می تواند دو تا زن داشته باشد!
**************
حیف نون می ره سربازی. این قدر به زنش نامه می ده که زنش عاشق پستچی می شه
**************
این سوال مدتیه ذهنم رو به خودش مشغول کرده: این عربها "چ" ندارن، چه طوری عطسه میکنن؟
**************
زن و مرد جوانی به مناسبت اتمام ساخت خانه جدیدشان دوستانشان را دعوت کرده بودند. بعد از این که تمام خانه را به دوستانشان نشان دادند یکی از دوستانشان پرسید: خانه خیلی قشنگیست مبارکتان باشد ولی چرا تمام اتاقها را گرد درست کردهاید؟
مرد جوان جواب داد: راستش را بخواهید قبل از این که خانهمان را بسازیم مادر زنم به من گفت: مادر جان تو را به خدا، فکر یک گوشه از خانه را برای من هم بکنید
|
نام |
نقش وی در کربلا |
سرانجام و چگونگی مرگ |
|
شمر بن ذیالجوشن |
نقشآفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(ع) و یارانش |
دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ |
|
محمد بن اشعث بن قیس |
نقشآفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند |
روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(ع) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد |
|
عبید الله بن زیاد |
در حادثه کربلا، همه جنایتها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت |
چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(ع) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد |
|
یزید بن معاویه |
چوب زدن بر دندانهای مبارک امام حسین(ع) |
هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد |
|
سنان بن انس |
نقش مؤثری در کشتن اباعبدالله الحسین(ع) داشت |
زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت |
|
عمر بن سعد |
مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت |
به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد |
|
حرملة بن کاهل |
پرتاب تیر بر گلوی علیاصغر(ع) |
مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند |
|
حصین بن نُمیر |
فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین(ع) |
ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد |
|
مالک بن نُسیر کِندی |
فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(ع) |
قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند |
|
زرعه دامی |
از قاتلان امام(ع) |
هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه میزد و میگفت به من آب دهید |
|
محمد بن اشعث |
هتک حرمت امام حسین(ع) |
توسط نیش عقرب در هنگام قضای حاجت مُرد |
|
عبدالله بن حَوزه |
تیراندازی به سوی لشکر ابا عبدالله(ع) |
قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه، اسب با حرکت تند، سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت |
|
شبث بن ربعی |
با شمشیر به صورت مبارک امام حسین(ع) زد |
ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر رانهایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا و جسدش را سوزاند |
|
ابحر بن کعب |
برداشتن مقنعه حضرت زینب(س) و کشیدن گوشواره از گوش ایشان |
ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشمهایش را از حدقه درآورد |
|
شرحبیل |
از پشت بر صورت امام حسین(ع) زد |
مختار او را با آتش سوزاند |
|
عمروبن حجاج |
در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش بست، امام(ع) را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود |
به نفرین امام حسین(ع) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد |
|
احبش بن مرثد(اخنس) |
با اسب بر بدن مبارک امام حسین(ع) تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد |
پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد |
|
عبدالله بن ابی حُصین |
آب را بر سیدالشهداء(ع) بست و با بیشرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعهای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری |
به نفرین امام حسین(ع) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب مینوشید تشنگیاش برطرف نمیشد تا اینکه هلاک شد |
|
بَجدل بن سُلیم |
انگشت مبارک امام(ع) را برای در آوردن انگشتر برید |
مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد |
|
اسحاق بن حَیوه حضرمی |
داوطلبانه بر پیکر امام حسین(ع) تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد |
با پوشیدن پیراهن اباعبدالله(ع) به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید |