داستان عاشقانه واقعی

چهارده سالم بود که یه داستان عاشقانه ی بلند شروع شد...

 

اوایل از اینکه با پسری دوست شم بیزار بودم...اما نمیدونم این یقینا خواست سرنوشت بود که من با محمد آشنا شم.. اون موقع محمد فقط هفده سالش بود..

اما یه پسر پخته ی خوبو با شخصیت از یه خانواده ی متدین.

چند ماهی با هم دوست بودیم.یه دوستیه پاک پاک....اون موقعا همه چی پاک تر از الان بود...

هر روز بیشتر وابسته ی هم میشدیم.

زنگ میزد..چون هیچ کدوم موبایل نداشتیم...

اوایل اول دبیرستانم بود..وقتی داشتم میومدم خونه به محمد زنگ زدم و گفتم شب کسی خونه نیست بهم زنگ بزن...چون خانواده ی خیلی حساسی داشتم که اون موقعا اصلا با ها شون خوب نبودمم.

شب که محمد زنگ زد بابام هنوز نرفته بود بیرون..بهم شک کردو همه چی رو فهمید..خیلی روز بدی بود....خیلی ترسیده بودم.فرداش به محمد گفتم دیگه بهم زنگ نزنه...خیلی خیلی ناراحت شد و گفت مگه میشه من بدون تو نمیتونم....ولی هر جوری بود ترک کردیم....شیش ماه عین جهنم بود برام...یه روزایی ساعت 11 تلفنمون زنگ میخورد....

دقیقا شیش ماه بعد یه شب از بیرون زنگ زدم به محمد وقتی جواب داد دلم ریخت هر چی گفت الو من جواب ندادم.دلم براش تنگ شده بود..

شاید کسی باورش نشه ولی محمد فرداش بهم زنگ زدو گفت اومده طبقه ی اول خونشون تنها زندگی کنه شمارشو داد بهم.....وااای دلمون واسه هم لک زد ه بود.....من دیگه رفته بودم دوم دبیرستان....بازم رابطمون شروع شد...محمد همش بهم میگفت دوست دارم....خیلی بهم وابسته شدیم...این دفعه دیگه کسی نفهمید..من خاستگارای خیلی زیادی داشتم...تا اینکه یه روز یکی شون از دید مامانو بابام جدی شد...منم به محمد گفتم قضیه رو..همه ی فامیلش میدونستن که دوسم داره...ولی مامانش باورش نمیشد..اخه محمد پیش دانشگاهی بود...ولی به مامانش گفت اونم اومد منو دید و بهم گفت تو واقعا محمدو دوست داری منم گفتم خیلی...

هر دو عاشق هم بودیم...چند روز بعدش مامانش اینا ازم خاستگاری کردن..مامانم اینا که میدونستن ما با هم دوست بودیم به شدت مخالفت کردن..تا اینکه بابام با باباش تنهایی صحبت کردن...بابای محمد فوق العادست و همه حرفشو قبول دارن...

بعد از اون دیدار بابام رضایت داد به ازدوجمون....هر دو از خوشحالی نمیدونستیم چیکار کنیم....

 

فقطچند روز بعدش وقتی من دوم دبیرستان بودمو محمد پیش دانشگاهی ازدواج کردیم....هیچ وقت خاطره ی خوب اون روزا فراموشم نمیشه....

الان 9 ساله که ازدواج کردیم.بچه نداریم...از قبلنا هم بیشتر عاشق همیم...

تو این ماجرا مادرشوهرم از همه یشتر کمکمون کرد..تا ابد ازش ممنونم.

همه کسایی که مارو میشناسن میگن ازدواج ما یه موهبت از طرف خدا بود...چون ما با هم بزرگ شدیم..

از خدا میخوام همه تا اخر عمرشون خوشبخت باشن...ما هم همینطور...

تعداد بازدید ۱۹۰ بار

 

 

 


[ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393
] [ 01:08 ] [ امید ]

داستان حضرت ادم

حضرت آدم مدت پانصد سال در بهشت بود .
مدت دويست سال براي دوري از بهشت گريه كرد .هزار بار زيارت كعبه نمود .سيصد سال مشغول آباداني دنيا بود.و پانصد سال هم براي قتل پسرش هابيل جزع كرد .
وقتي از بهشت بر زمين آمد قامتش بسيار بلند بود چنانچه پاهايش در كوه صفا و سرش در افق آسمان بود
به واسطه حرارت آفتاب خدا قامتش را به هفتاد ذراع رسانيد و قامت حوا را به سي وپنج ذراع .
حوا پانصد شكم زاييد هر شكم يك دختر ويك پسر گويند عدد اولادش به هزار رسيد.
از معجزات حضرت آدم اين است كه بهر جايي قدم مي گذاشت انجا اباد ميشود .
لقبش خليفه الله . صفي الله .بود كنيه اش ابوالبشر و ابو محمد .بود . عمر شريفش هزار سال بود.
در روز جمعه يازدهم محرم در مكه وفات يافت وحوا يكسال وپانزده روز بعداز آدم وفات كرد.
قبر ادم وحوا در غار ابوقبيس بود حضرت نوح در زمان طوفان استخوان هاي انهارا در آورد ودر نجف اشرف دفن نمود .
زبان حضرت ادم در بهشت عربي بود زماني كه به زمين آمد زبان عربي تبديل به سرياني شد.


[ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393
] [ 00:33 ] [ امید ]

بدون شرح........

 روز یه ترکه......


اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد،
جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد،
فداکاری کرد،
برای ایران،
برای من و تو،
برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.



یه روز یه لره......


اسمش کریم خان زند بود،
موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست،مردی که زندگیشو برای ایران داد
نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد.



یه روز یه رشتیه...

اسمش میرزا کوچک خان بود
میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد،
برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.


یه روز یه قزوینه...

به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر به فرد بوده و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد.


یه روز ما همه با هم بودیم  و دنیا مال ما بود .
ترک و رشتی و لر و اصفهانی و...
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم،
به همدیگه می خندیم!!!
و اینجوری شادیم !!!!
این از فرهنگ ایرونی به دور است.
آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند.
پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه !




[ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393
] [ 00:16 ] [ امید ]

رتبه های اول ایران در دنیا

 

 

 

رتبه های اول ایران در دنیا

 

۱- بیشترین تولید پسته
2- بیشترین تولید خاویار
3- بیشترین تولید خانواده توت
4- بیشترین تولید زعفران (80% کل تولید جهانی)
5- بیشترین تولید زرشک
6- بیشترین تولیدمیوه آلویی (از قبیل شفت وگیلاس وغیره )
7- بالاترین دمای ثبت شده روی سطح زمین (70.7 درجه سانتیگرد در کویر لوت)
8- بیشترین تلفات انسانی در سرما و کولاک برفی (4000 نفر در کولاک سال 1350 کشته شدند، میزان بارش برف 8 متر در 5 روز)
9- بزرگترین واردکننده گندم
10- بیشترین فرار مغز ها
11- بیشترین نسبت زن به مرد در مدارس و دانشگاه ها 1.23 زن در مقابل هر مرد)
12- بالاترین میزان تشعشات زمینی، با شدت سالانه 260 میلی سیورت در رامسر (مقایسه= یک عکس رادیوگرام سینه 0.05 میلی سیورت، میدانهای اطراف چرنوبیل 25 میلی سیورت)
13- بیشترین تعداد زمینلرزه های بزرگ (بالای 5.5 ریشتر)
14- دقیقترین تقویم دنیا (تقویم جلالی)
15- بیشترین مصرف تریاک و هرویین (امریکا بیشترین مصرف کوکایین را دارد)
16- بیشترین تعداد تغییر پایتخت در طول تاریخ (تهران سی و دومین پایتخت ایرانست)
17- کهنترین کشور دنیا (تاسیس شده در 3200 سال قبل از میلاد مسیح)
18- میزبان بزرگترین جمیعت مهاجر جهان (اکثرا عراقی و افغان)
19- بزرگترین تولید کننده فیروزه
20- بزرگترین منابع روی در جهان
21- بزرگترین تولید کننده و صادر کننده فرش های دست بافت (75% کل تولید جهانی)
22- بیشترین شتاب پیشرفت تولید علم و تکنولوژی در جهان (340000% رشد در طول 37 سال 1349-1387، شتاب رشدی یازده برابر متوسط جهان در سال 1388, رشد سالانه کنونی 25.7%)
23- بزرگترین سیستم بانکی اسلامی (کل سرمایه 236 میلیارد دلار)
24- بالاترین میزان وابستگی به انرژی (بیشترین اتلاف انرژی در جهان)
25- بزرگترین منابع انرژی هیدروکربن (گاز و نفت با هم، با ارزش 14000 میلیارد دلار بر حسب قیمت جهانی 75 دلار هر بشکه نفت)
26- بالاترین تناسب ذخایر به تولید برای نفت در جهان(با میزان تولید کنونی ایران معادل 89 سال ذخایر نفتی دارد)
27- ارزانترین پایتخت جهان (طبق تحقیق شبکه خبری سی ان ان تهران ارزانترین پایتخت جهانست)
28- بزرگترین فوران چاه نفت در تاریخ (نشت چاه نفتی قم در سال 1335 سه ماه ادامه داشت با فوران روزی 125000 بشکه نفت، ارتفاع فوران 52 متر، مقایسه با نشت نفتی خلیج مکسیکو با خروج سه ماه 53000 بشکه در روز
29- بالاترین آلودگی دی اوکسید گوگرد در هوای شهری
30- قدیمیترین منبع مصنوعی یا ساختگی آبی جهان با قدمت 2700 سال (قنات گناد آباد هنوز هم آب 40000 نفر را فراهم میکند)
31- بزرگترین مجموعه جواهرات در جهان (جوهرات شاهی ایران در موزه بانک مرکزی ایران بزرگترین گنجینه جوهرات جهانست)
32- کهنترین امپراتوری جهان (هخامنشیان اولین ابرقدرت تاریخ بودند و در اوج قدرت بر 44% کل جمیعت جهان حکومت میکردند که این بالاترین درصد جمیعت تحت یک دولت در تاریخ هم هست
33- بالاترین رشد مصرف گاز طبیعی
34- بیشترین رشد تعداد خودروهای گازسوز

 

 

 

 

 

 

 


[ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393
] [ 00:14 ] [ امید ]

داستان گل صداقت

گل صداقت اينقدر اين قصه زيباس که حتي اگه شنيده باشين تکرارش هم دلنشينه
گل صداقت
دويست و پنجاه سال پيش از ميلاد در چين باستان شاهزاده اي تصميم به
ازدواج گرفت. با مرد خردمندي مشورت کرد و تصميم گرفت تمام دختران جوان
منطقه را دعوت کند تا دختري سزاوار را انتخاب کند. وقتي خدمتکار پير قصر
ماجرا را شنيد بشدت غمگين شد، چون دختر او مخفيانه عاشق شاهزاده بود،
 

دخترش گفت او هم به آن مهماني خواهد رفت. مادر گفت: تو شانسي نداري، نه
ثروتمندي و نه خيلي زيبا. دختر جواب داد: مي دانم هرگز مرا انتخاب نمي
کند، اما فرصتي است که دست کم يک بار او را از نزديک ببينم. روز موعود
فرا رسيد و شاهزاده به دختران گفت: به هر يک از شما دانه اي مي دهم، کسي
که بتواند در عرض شش ماه زيباترين گل را براي من بياورد.... ملکه آينده
چين مي شود. دختر پيرزن هم دانه را گرفت و در گلداني کاشت.
 

سه ماه گذشت و هيچ گلي سبز نشد، دختر با باغبانان بسياري صحبت کرد و راه
گلکاري را به او آموختند، اما بي نتيجه بود، گلي نروييد. روز ملاقات فرا
رسيد ، دختر با گلدان خالي اش منتظر ماند و ديگر دختران هر کدام گل بسيار
زيبايي به رنگها و شکلهاي مختلف در گلدان هاي خود داشتند. لحظه موعود فرا
رسيد. شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسي کرد و در پايان اعلام
کرد دختر خدمتکار همسر آينده او خواهد بود.
 

همه اعتراض کردند که شاهزاده کسي را انتخاب کرده که در گلدانش هيچ گلي
سبز نشده است. شاهزاده توضيح داد: اين دختر تنها کسي است که گلي را به
ثمر رسانده که او را سزاوار همسري امپراتور مي کند: گل صداقت... همه دانه
هايي که به شما دادم عقيم بودند، امکان نداشت گلي از آنها سبز شود!!!

 

داستان های دیگر در ادامه.....
برگرفته از کتاب پائولو کوئليو



ادامه مطلب
[ یکشنبه 21 اردیبهشت 1393
] [ 23:44 ] [ امید ]

عاشقانه


 

 


 

مے نویســـم که تو بخـوآنے
امــآ حیف . . .

دیگــــرآטּ عـآشقـآنه هآے مـرآ میخوآننـد

و به یــآد عشق خـودشـآن مے افــتند

و تو . . .
حـــــتے نگــآه هــَم نمیکـــُنے
 

 

حــرفت که می شــود...

بـا خنــده می گــویم :

یـادش بخــیر ، فرامـوشــش کـردم

امــا نمــی داننــد هنــوز هــم

کســی اشتبــاه تمــاس می گیــرد سست میشـوم که نکنـد تـو باشـی

 

 

 

 

سلامتی سربازی که با حقوق سربازی برای عشقش مانتو 

خرید ولی عشقش دکمه های مانتوشو برای دیگری بازکرد

 

      روی یه اسکناس خوندم  یه سربازنوشته بود الان ساعت 3 نصف شبه و من دارم تو سرما پست میدم و الان عشقم تو بغل یکی دیگه خوابه

 

 

 

تنهام گذاشتو رفت
باخودم گفتم برگرده منت کشی کنه الکی میگم نمیخوامت
چند روز بعد اومد یه چیزی رو تو دستاش قایم کرده بود
گفتم حتما واسم کادو خریده
ناز کردمو گفتم نمیخوامت گفت چه بهتر

 بگیر کارت عروسیمه 

 

 

 

 

عکس در ادامه......

 

 

 

 

≡×کاش یا بودی...یا نبودی×≡

≡×اینکه هستی اما با من نیستی نابودم میکند×≡≈



ادامه مطلب
[ یکشنبه 21 اردیبهشت 1393
] [ 20:00 ] [ امید ]

ترول کده(برای شادی روح)

 

.....................

.......................................

تر دستی با شیمی......

 

...............................................

 

 

 
من حداقل 15 حقیقت رو راجع به شما میدونم:
1. الان توی اینترنتی
2. الان توی وبلاگ منی
3. یک انسان هستی
4. الان داری پست منو میخونی
5. تو نمیتونی با زبون بیرون بگی ژ
7. الان داری امتحان میکنی
8. الان خنده ات گرفت
9. اصلا ندیدی که عدد 6 رو جا انداخته ام
10. الان چک کردی ببینی واقعا جا انداختم عدد 6 رو یا نه
11. الان باز خندیدی
12. نمیدونی که من یه عدد رو هم چند بار نوشتم
13. الان چک کردی ببینی کدومه
14. پیداش نکردی و داری فحشم میدی
15. ولی نمیدونی که منم دارم به تو میخندم چون منظورم عدد 1 بود که 8 بار تا الان نوشتم :))


 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 21 اردیبهشت 1393
] [ 19:39 ] [ امید ]

پیشواز ایرانسل

 

آهنگ پیشواز سریال دودکش قطعه ۱ رضا صادقی – ۲۲۱۲۰۸۹

آهنگ پیشواز سریال دودکش قطعه ۲ رضا صادقی – ۲۲۱۲۰۹۰

آهنگ پیشواز سریال خروس (تیتراژ ابتدایی) امیرهوشنگ ابراهیمی – ۲۲۱۲۰۹۱

آهنگ پیشواز سریال خروس قطعه ۱ محمد علیزاده – ۲۲۱۲۰۹۲

آهنگ پیشواز سریال خروس قطعه ۲ محمد علیزاده – ۲۲۱۲۰۹۳

آهنگ پیشواز سریال مادرانه (تیتراژ ابتدایی) کارن همایونفر – ۲۲۱۲۰۹۴

آهنگ پیشواز سریال مادرانه قطعه ۱ احسان خواجه امیری – ۲۲۱۲۰۹۵

آهنگ پیشواز سریال مادرانه قطعه ۲ احسان خواجه امیری – ۲۲۱۲۰۹۶

آهنگ پیشواز برنامه ماه عسل ۹۲ (تیتراژ ابتدایی) فرزاد فرزین – ۲۲۱۲۰۹۷

آهنگ پیشواز همه زندگیمو بگیری ازم فرزاد فرزین – ۲۲۱۲۰۹۸

آهنگ پیشواز برنامه ماه عسل ۹۲ (تیتراژ پایانی) مهدی یراحی – ۲۲۱۲۰۹۹

آهنگ پیشواز نمیزارم بری (سازش) مهدی یراحی – ۲۲۱۲۱۰۰



ادامه مطلب
[ یکشنبه 21 اردیبهشت 1393
] [ 01:16 ] [ امید ]

کارت پستال

کارت پستال  عاشقانه در ادامه



ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 18 اردیبهشت 1393
] [ 23:27 ] [ امید ]

حمید عسکری

 

بیوگرافی در ادامه مطلب>....



ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 18 اردیبهشت 1393
] [ 16:24 ] [ امید ]
صفحه قبل12345صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران